......... فکر نمی کردم بازم برگردم و چیزی بنویسم. وقتی از کسی امیدشو بگیری و انگیزه ای بهش ندی مثل اینکه همه چیزشو گرفتی. خیلی حرفها برا گفتن دارم ولی به قول یارو گفتنی ...
توی این همه مدتی که گذشت اتفاقهای زیادی توی زندگیم رخ داد,خیلی تجربه ها و خاطرات جدیدی شکل گرفت, همه چیز بعضی وقتها اونطوری پیش نمیره که فکرشو می کنی.
نمی دونم کسی این پیغامو می خونه یا نه؟ نمیدونم دوستان قدیم منو به خاطر دارند یا نه؟ نمیدونم هنوز قلبی هست که یه طپش اسم منو صدا کنه و با لحظه ای سکوت بگه آرمین کجا رفت؟ چی شد؟ چی کار می کنه؟
اما با این حال می دونم هنوز آرمین برفی توی ذهنش,توی یادش و توی قلبش اسم خیلی ها رو زمزمه می کنه و با خودش می گه: دوستون دارم و هیچ وقت هیچ کدومتون فراموش نخواهد شد.
امیدوارم همیشه شاد و موفق باشید





